دلنوشته نادیا
اکتبر 9, 2019
زخم های کهنه قلبم این روزها دوباره سر باز کرده اند
نوامبر 6, 2019

سالهاست در برابر هر ظلمی سکوت کرده ایم.کودکی مان را دزدیدند سکوت کردیم.نوجوانی مان را دزدیدند سکوت کردیم .تو خانواده تو مدرسه تو دانشگاه به ما یاد دادن در برابر هر بیدادی فقط سکوت کنیم که مبادا وضع از اینی که هست بدتر شود .وقتی تو مدرسه از معلم سوال پرسیدیم تنبیهه شدیم که هیس این حرفها به تو نیامده .وقتی اولین نشانه های بلوغ را در خودم دیدم از مادرم پرسیدم مادرم من را به اتاق برد و گفت هیس این حرفها ممنوعه ست .وقتی دانشگاه رفتم و جای درس و دانشکاه چرت و پرت شنیدم و همه واحد ها فروشی بودند و خواستم اعتراض کنم گفتند هیس همینه .همه جا همینه .وقتی به نامزد انتخابی خانواده ام نه گفتم برادرانم با مشت من را به سکوت واداشتند .وقتی به هرزه گی های همسر تحمیلیم اعتراض کردم مادر شوهرم گفت هیس خجالت داره اون مرده .وقتی اولین بار فهمیدم اوضاع مملکتم چقدر وحشتناکه و اعتراض کردم دهنم را بستند و سکوت کردم .الان که اینجا در این کشور غریب اوج وحشیگری را از طرف رئیس جمهور فاشیست اردوغان میبینم بی رحمی و کشتار کردها را میبینم باز محکوم به سکوتم چون اینجا من هیچ پشتوانه ای ندارم .اینقدر سکوت کرده ام در برابر ستم که تمام وجود فریاده. اینقدر به سکوت محکوم شده ام که اندازه تمام ظلم هایی که به من به زنان سرزمینم به این نازنین مردمان کرد و به انسانیت شده فریاد دارم
انگار تا ابد محکوم به سکوتم چقدر دردناک است سکوت سراسر فریادم
(آفتاب)
۲۰۱۹/۱۰/۱۳

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *