رقص یک هنر است
مارس 2, 2020
روز جهانی زن ، به زنان ایران و جهان خجسته باد
مارس 8, 2020

شاد وان حبیب بغمایی در خاطراتش گفته:

در دوره رضاشاه کبیر که عزا داری، سینه زنی، و قمه زنی ممنوع شده بود، یک روز ملک الشعرای بهار به شوکت الملک (امیربیرجند) گفته بود سپاس خدای را که در این دیار هم برق دارید، هم آب، هم مدرسه، هم سالن نمایش، همه چیز دارید. اینکه بعضی ها هنوز شکایت میکنند دیگر چه میخواهند؟

شوکت الملک گفته بود:

اینها برق نمی خواهند؛ اینها “محرم” میخواهند.

اینها مدرسه نمی خواهند، “روضه خوانی” میخواهند.

“کربلا” را به اینها بدهید، انگار همه چیز داده اید.

حبیب یغمایی متعلق به روستایی بود بنام “خور” و خیلی به آنجا عشق می ورزید.

در آنجا درمانگاه و کتابخانه و مدرسه ای ساخت و برای آبادانی آنجا جلوی هر کس و ناکسی ریش به خاک مالید و زانو زد.

مهمتر آنکه کتابخانه ای درست کرد و همه کتابهای خطی اش را که در طول عمر با خون دل جمع آوری کرده بود به آنجا منتقل کرد و وصیت کرد بعد از مرگش اورا آنجا دفن کنند.

می دانید مردم “خور” با جنازه اش چه کردند؟

وقتی پیکر نحیف و رنج کشیده اش ، با کاروانی متشکل از شاگردانش، دکتر اسلامی، دکتر باستانی پاریزی، دکتر زرین کوب، سعیدی سیرجانی و دیگر چهره های نامدار وطن به روستای خور رسید، همان کودکانی که در مدرسه “یغمایی” درس خوانده و یا می خواندند، و همان مردمانی که در درمانگاهش دردهای خود و عزیزانشان را درمان کرده بودند چه که نکردند.

به فتوای آخوند همان روستا، دامنشان را پر از سنگ ریزه کردند تا جنازه این خدمتگذار صدیق به فرهنگ ایران را سنگباران کنند.

دردناک تر آنکه پس از دفن جنازه ،فرزندانش دو سه روزی در مقبره اش کشیک دادند مبادا پیکرش را از زیر خاک بیرون بیاورند و به لاشخورها بدهند.

بدترین نوع بیسوادی، بیسوادی اجتماعی و سیاسی است.

نمی دانند که هزینه های زندگی مانند قیمت نان، مسکن، دارو، درمان و… همگی به تصمیمات سیاسی وابسته هستند.

برخی حتی به نادانی اجتماعی و سیاسی خود افتخار می کنند و می گویند : از سیاست بی زارند.

“برتولت برشت” می گوید: شهروندان نادان توجه ندارند که فحشا، اعتیاد، کودکان خیابانی، فساد و سایر بدبختی های اجتماعی نتیجه مستقیم بی توجهی به “سیاست” است.

اگر این متن ارزش خوانده شدن دارد، بنام یک ایرانی بافرهنگ با انتشار آن اجازه دهید، آموزه ای باشد برای آیندگان.

شعر زیبای “روباه و زاغ” از سروده های مرحوم “حبیب یغمایی” است. روحش شاد

در پناه خردت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *